سكوت كن

سكوت كن با ياد آن­كه در سپيده جان سپرد

سكوت كن , سكوت كن به ياد آن­كه با اميد خلق مُرد

سكوت كن به ياد خشم آن شهيد سربلند

سكوت كن به ياد آن­كه عاشقانه زخم خورد

تو

تو از سكوت اگر

اگر به خشم مي­رسي سكوت كن , اگر به خشم مي­رسي سكوت كن

 گريه مادر صداي جان سپردن بود كه در دهليز مي­پيچيد

گريه مادر صداي سرد مردن بود كه در پايير مي­پيچيد

برادر گفت حديث گرگ و انسان است

برادر گفت حديث دشنه و جان است

تنم لرزيد

دلم را خشم و خون پر كرد

برادر گفت برادر مرد ميدان است

برادر اسب خود زين كرد

برادر زد به كوهستان

سلام اي خشم روزافزون

خداحافظ برادرجان

 هجوم باد و باران بود و پاييزي كه خونين بود

برادر خشميِ خون پدر بر خانة زين بود

برادر رو به فتح شب

مؤذّن بر فراز بام

پدر در خون خود خفته

سپيده مي­دميد آرام

سپيده مي­دميد آرام